تبلیغات
• پایگاه فرهنگی جلال الدین •
دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای(حفظه الله) بر اساس کتاب «انسان 250 ساله» پوسترهای جالب و بدیعی تولید کرده است که در مراسم مختلف(اعیاد و شهادتها و ...) و مکانهای متعدد(مساجد، حسینیه ها و پایگاه ها و ...) قابل استفاده اند.
نظر به این که دریافت و ذخیره تک تک پوسترها به تفکیک وقت بیشتری می گیرد و کمی هم ملال آور است، تصمیم گرفتیم همه پوسترها را در یک فایل گردآوری کنیم.


دریافت فایل Zip
(حجم: 88.8 MB)

لینک 1:



لینک 2:



شامل:
26 پوستر اصلی
و چند تصویر و پوستر ضمیمه


رمز فایل:

jalal-al-din.mihanblog.com



نمونه ای از پوسترها:














برای دریافت پوسترها به تفکیک، کلیک کنید.





طبقه بندی: • اهل بیت(علیهم السلام) •، • کـــتــــاب •،
برچسب ها: انسان 250 ساله، مجموعه پوسترهای انسان 250 ساله، دانلود مجموعه پوسترهای انسان 250 ساله با هم، دانلود همه فایل های انسان 250 ساله،
در همین زمینه: انسان 250 ساله را می شناسید؟، یک کتاب خواندنی : آیا ائمه، سیاسی بودند؟، مجموعه صوت | انسان ۲۵۰ ساله، طرح سوال از کتاب «انسان 250 ساله»،،

تاریخ : 1394/07/12 | 15:50 | نویسنده : عمار | دیدگاه


یادداشت مهم حجت‌الاسلام پناهیان

"سوگواری جهانی برای قربانیان قتلگاه منا؛ جمراتی به گسترۀ زمین"


باید کار سوگواری جهانی برای این فاجعۀ عظیم انسانی را آغاز کرد و به‌جای حجاجی که نتوانستند به رمی جمرات برسند، بنای کاخ شیطان‌صفتان جهان یعنی استکبار جهانی را سنگ‌باران کرد. باید با کلمه و کلام، تصویر، و یا هرگونه پیام، به بزرگداشت یاد شهیدان قربانگاه منا پرداخت و این امروز رمی جمرات ماست. نباید از کنار کشته‌های منا بی‌تفاوت عبور کرد. بی‌تفاوت بودن در کنار این فاجعه، اخلاق رذیلانۀ مأموران امنیتی آل‌سعود است.




سوگواری جهانی برای قربانیان قتلگاه منا؛ جمراتی به گسترۀ زمین


بسم الله الرحمن الرحیم

با پایان یافتن کار تفحص و شمارش قربانی‌های قتل‌گاه منا باید به رمی جمرات پرداخت و کار سوگواری جهانی برای این فاجعۀ عظیم انسانی را آغاز کرد و به‌جای حجاجی که نتوانستند به رمی جمرات برسند، بنای کاخ شیطان صفتان و شیطان‌پرستان جهان یعنی استکبار جهانی را سنگ‌باران کرد. تمامی این حجاج شهید سنگ‌هایی در دست داشتند که به نماد ابلیس بزنند و شر شیطان را از سر مسلمین کوتاه کنند؛ حال این شما مسلمانان جهان و این سنگ‌های برزمین مانده و این نهاد ابلیس که همان صهیونیزم بین‌الملل و استکبار جهانی و دیکتاتورهای مورد حمایت آنهاست. رمی جمرات را باید در میدانی به وسعت زمین گسترش داد تا امنیتی دائمی برای عبادت در زمین فراهم گردد. باید با کلمه و کلام، تصویر، و یا هرگونه پیام، به بزرگداشت یاد شهیدان قربانگاه منا پرداخت و این امروز رمی جمرات ماست.

باید تمام مسلمانان و بشر دوستان در تمامی کشورهای جهان به انواع و اقسام شیوه‌ها به سوگواری برای شهیدان منا بپردازند. زمان آن رسیده است که ملت‌ها وحدت خود را در این سوگواری جهانی نشان دهند و دولت‌‌های وابسته به صهیونیست و استکبار را رسوا کنند. امروز زمان رسوا شدن تمام سیاستمداران انسان‌نمایی است که به فریب دم از حقوق بشر می‌زدند، ولی در برابر این فاجعه ساکتند. زمان رسوایی نهایی تمام رسانه‌هایی است که مزدوران سرمایه‌داران زالوصفتند و در برابر این واقعۀ هولناک بی‌شرمانه به سانسور و تحریف می‌پردازند. زمان پایان یافتن عمر نظام‌های پوسیدۀ دیکتاتوری است که مورد حمایت دموکراسی دروغین دولت‌های حقیر غربی است.

نباید از کنار کشته‌های منا بی‌تفاوت عبور کرد. بی‌تفاوت بودن در کنار این فاجعه، اخلاق رذیلانۀ مأموران امنیتی آل‌سعود است که اجازۀ کمک‌رسانی به حاجیان مصدوم را نمی‌دادند و بی‌رحمانه ساعت‌ها شاهد پرپر زدن هزاران فرشتۀ در حال عبادت بودند و هیچ‌گونه کمکی به آنها نکردند. گویی همگان برای این فاجعۀ هولناک توجیه شده بودند.

تشییع باشکوه شهیدان منا در تمام کشورهای جهان و تبرک جستن به آن بدن‌های مطهر، دل‌های تمام مسلمانان را نورانی خواهد کرد و علی‌رغم میل دشمنان اسلام عطر ایمان را در جهان پراکنده‌تر خواهد ساخت.

مردم ما در ایران اسلامی بهتر از هر زمانی به تشییع پیکرهای این مؤمنان معصوم و مظلوم که در اوج پاکی جان باختند خواهند شتافت و این عزای بزرگ را به شکوه وحدت و همدلی و بیداری در برابر دشمنان بشریت تبدیل خواهند کرد.

باید اهالی ادیان ابراهیمی در جهان را به سوگواری کشته‌شدگان قربان‌گاه اسماعیل دعوت کرد، و آنان را که به دنبال تفرقۀ بین مذاهب بودند با اتحاد ادیان مواجه کرد که اتحاد ملت‌ها مرگ ابرقدرت‌های ظالم است. به همۀ اهل عالم باید گفت امسال قربان‌گاه اول حاجیان مقام ابراهیم(ع) در کنار خانۀ کعبه بود و قربان‌گاه عظیم دوم در منا در مسیر قدم‌های حضرت ابراهیم(ع) قرار داشت. درد ما در این سوگواری و داغ باعظمت برای بیش از چهار هزار شهید، فراتر از دین اسلام است و باید تمام پیروان ادیان ابراهیمی را به این سوگواری عظیم دعوت کرد. هولوکاست واقعی اینجا اتفاق افتاده است.


در خاتمه یک تذکار خطیر آنکه اگر به‌قدر کافی صدای نالۀ مظلومان منا را به گوش عالمیان برسانیم، هزینه‌های آینده برای فرج کاهش پیدا خواهد کرد و الا باید بدانیم که برای رسیدن به ساحل نجات باید از دریای خون عبور کنیم. باید اعلام کنیم قصاص بانیان این جنایت حداقل مطالبۀ تمام مؤمنان جهان است و الا حیات بشر به مخاطره خواهد افتاد که «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ‏».


علیرضا پناهیان-9 مهرماه 1394





طبقه بندی: ــ حجت الاسلام پناهیان،
برچسب ها: استاد پناهیان، حجت الاسلام پناهیان، سخنان استاد پناهیان پس از فاجعه منا،
در همین زمینه: پناهیان: جنایتی که فرعون و هیتلر نکردند، در منا کردند، پناهیان: از مسببان فاجعۀ منا نخواهیم گذشت/حجاج شهید یقیناً جزو بهترین مقدمه‌سازان فرج حضرت خواهند شد، پناهیان: فاجعۀ منا یک فریاد آماده‌باش برای همۀ مسلمانان جهان بود،

تاریخ : 1394/07/12 | 14:04 | نویسنده : عمار | دیدگاه
برای دریافت هر تصویر در اندازه اصلی،
روی آن کلیک کنید.














برچسب ها: اینفوگرافی عید غدیر خم، عید سعید غدیر خم،
در همین زمینه: خبر رسید که: یاران غدیر می آید...،

تاریخ : 1394/07/10 | 00:22 | نویسنده : عمار | دیدگاه
تاریخ : 1394/07/9 | 23:46 | نویسنده : عمار | دیدگاه





غزل اول

کجایید ای شهیدان خدایی

بلاجویان دشت کربلایی


کجایید ای سبک روحان عاشق

پرنده‌تر ز مرغان هوایی


کجایید ای شهان آسمانی

بدانسته فلک را درگشایی


کجایید ای ز جان و جا رهیده

کسی مر عقل را گوید کجایی


کجایید ای در زندان شکسته

بداده وام داران را رهایی


کجایید ای در مخزن گشاده

کجایید ای نوای بی‌نوایی


در آن بحرید کاین عالم کف او است

زمانی بیش دارید آشنایی


کف دریاست صورت‌های عالم

ز کف بگذر اگر اهل صفایی


دلم کف کرد کاین نقش سخن شد

بهل نقش و به دل رو گر ز مایی


برآ ای شمس تبریزی ز مشرق

که اصل اصل اصل هر ضیایی




غزل دوم

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

بگشای لب که قند فراوانم آرزوست


ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر

کان چهره مشعشع تابانم آرزوست


بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز

باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست


گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو

آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست


وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست

وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست


در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست

آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست


این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا

من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست


یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم

دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست


والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود

آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست


زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست


جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او

آن نور روی موسی عمرانم آرزوست


زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول

آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست


گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام

مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست


دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست


گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما

گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست


پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست

آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست


گوشم شنید قصه ایمان و مست شد

کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست


یک دست جام باده و یک دست جعد یار

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست





غزل سوم

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

ترک من خراب شب گرد مبتلا کن


ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن


از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن


ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده

بر آب دیده ما صد جای آسیا کن


خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا

بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن


بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن


دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن


در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم

با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن


گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد

از برق این زمرد هی دفع اژدها کن


بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی

تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن



برچسب ها: مولانا، مولوی،

تاریخ : 1394/07/8 | 16:26 | نویسنده : عمار | دیدگاه
روایت «میثم مطیعی» از فاجعه منا؛

بسیاری از حجاج در اثر تشنگی جان دادند/ سعودی‌ها مقابل اجساد می‌خندیدند




گفتنی‌های مربوط به این حادثه و قساوت سعودی‌ها مثنوی هفتاد من کاغذ است. یکی از مجروحین که خود پزشک بوده تعریف کرده که پلیس سعودی هنگامی‌که متوجه شده این مجروح، ایرانی است، پایش را با پوتین روی خرخره این عزیز گذاشته است تا این بنده خدا از نفس بیفتد و بمیرد.


حج امسال، به‌واقع "حج تلخ و خونین" برای زائران بیت‌الله الحرام بود، از حادثه سقوط جرثقیل در مسجدالحرام گرفته تا کشته شدن زائرین در مراسم رمی جمرات که به نقل از "سعید اوحدی" رئیس سازمان حج و زیارت، بیش از 2500 نفر کشته در این حادثه خون‌بار وجود دارد. آنچه در وهله اول به ذهن هر انسانی تداعی می‌شود، بی‌نظمی، بی‌کفایتی و بی‌سامانی مسئولان برگزاری حج است، خاندانی که مدعی خادم‌الحرمین است، به‌جای تمرکز بر مدیریت هرساله حج، به دنبال پرورش و حمایت مالی از جریان‌های تکفیری همچون داعش است و در اوج مراسم حج، به فکر بمباران مردم بی‌دفاع و مظلوم یمن، ظلم به مردم بحرین و کمک تسلیحاتی به جریان معارض در سوریه است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت "میثم مطیعی" مداح اهل‌بیت، از حوادث قبل و بعد از واقعه خونین خیابان 204 در منا است؛ که به صورت تلفنی، زوایای این فاجعه را از مکه مکرمه، برای خبرنگار مشرق روایت کرده است.


بسیاری از حجاج در اثر تشنگی جان دادند/ سعودی‌ها مقابل اجساد می‌خندیدند


بر اساس سیاست سعودی‌ها، چادر حجاج ایرانی دوررترین مکان به رمی جمرات است

وی در ابتدا به محل قرار گرفتن خیمه حجاج ایرانی در دورترین نقطه سرزمین منا به رمی جمرات اشاره کرده و می‌گوید: وقتی ما از مشعرالحرام به منا رسیدیم، در چادرهای خودمان مستقر شدیم، عرف بر این است زمانی که حاجیان به منا می‌رسند، صبحانه‌ای می‌خورند و بعد از برداشتن سنگ‌ها و اندکی آب برای رمی به سمت جمرات حرکت می‌کنند، این نکته را مدنظر داشته باشید که دورترین چادرهای زائرین به جمرات، چادرهای ایرانیان است؛ یعنی در ابتدای منا و انتهای مشعر -جایی که مشعر تمام می‌شود و منا شروع می‌شود- از همان ابتدا چادرهای ایرانی‌ها است، یعنی دورترین نقطه ممکن به جمرات نصیب ایرانیان شده است؛ که قطعاً این هم از سیاست سعودی‌هاست که زائران ایرانی هم به‌زحمت بیشتری بیفتند و هم نتوانند با مسلمانان دیگر نقاط جهان ارتباط بگیرند.

از سوی دیگر، همسایه‌های ایرانیان در صحرای منا، آفریقایی‌های غیر عرب‌زبان هستند که ارتباط‌گیری با این‌ها نیز نسبت به عرب‌زبانان، برای مردم ما سخت‌تر است؛ بنابراین این‌یک نکته که چادرهای ما با جمرات فاصله بسیار زیادی دارد و زائری که از عرفات آمده و شب عرفه در صحرای عرفات بوده و به عبادت پرداخته و در روز عرفه هم فعالیت زیادی در داشته است به صورت طبیعی خیلی خسته شده است (ضمن اینکه دعای عرفه امسال خیلی زودتر از موعد تعیین شده تمام شد چراکه گرمای هوا فوق‌العاده زیاد بود و برخی زائران ما در عرفات و هنگام دعای عرفه به دلیل اوج گرما و تعریق زیاد ازحال‌رفته و بی‌هوش شدند) بعد از عرفات هم خودش را به مشعرالحرام رسانده و با پای پیاده تا منا رفته است. بعدازآن هم باید برای رساندن خود از منا به جمرات فاصله طولانی را طی کند، بنابراین حجاج نیازمند نیرو توان زیادی برای رمی جمرات هستند و طبیعی است که نیروی جسمانی زائرین در اینجا تحلیل رفته است.


حال و هوای خیابان 204 قبل از وقوع حادثه عجیب و غریب بود

بسیاری از حجاج در اثر تشنگی جان دادند/ سعودی‌ها مقابل اجساد می‌خندیدنداز دیگر سو، میزان جمعیت حجاج نسبت به سال‌های گذشته به‌طور تقریبی نصف بود، بر اساس آمار عربستان امسال دو میلیون حاجی برای حج آمدند. حقیر سال 91 را نیز درک کردم که حج اکبر بود و اگر اشتباه نکنم جمعیت حدود 4 میلیون بود. وقتی عید قربان روز جمعه باشد اصطلاحاً حج اکبر نام دارد و خیلی از سعودی‌ها هم در موسم حج شرکت می‌کنند. غرض من از طرح این نکته این است که قطعاً مدیریت 2 میلیون زائر مشقتی ندارد و جز رژیم آل سعود هیچ‌کس در این اتفاق تلخ مقصر نیست.

بنده به همراه دوستان حدود ساعت 7:30 از چادر بیرون آمدیم، از پله‌ها پایین رفتیم ولی پلیس سعودی و نیروهای امنیتی سعودی اجازه ندادند از خیابان‌های دیگر به سمت جمرات حرکت کنیم و با نیروهای پرتعداد خویش ما را به خیابان محل حادثه (خیابان 204) هدایت کردند؛ و به‌هیچ‌وجه اجازه ندادند که ما از سایر خیابان‌های موازی با خیابان 204 به جمرات برویم. شما اگر نقشه منا را نگاه کنید، خیابان‌های موازی به سمت جمرات وجود دارد ولی مابقی خیابان‌ها بسته بود؛ نه‌تنها اجازه ندادند وارد خیابان‌های دیگر شویم حتی شما نمی‌توانستید از داخل خیابان 204 به داخل کوچه‌ها یا معبرهای متصل به خیابان‌های موازی دیگر بروید تا وارد خیابان‌های دیگر شوید.

این خیابان از همان ابتدا وضع غیرعادی داشت. ازدحام زیاد زوار ایرانی، آفریقایی، هندی و پاکستانی و... مشهود بود، ازیک‌طرف راه به خیابان‌های موازی بسته‌شده بود و از سوی دیگر، جمعیت کثیری از حجاج بر اساس راهنمایی مأموران سعودی به سمت این خیابان سرازیر می‌شدند. بنده به همراه چندین نفر از عزیزان ازجمله "حاج‌آقا مرتضی طاهری" مداح اهل‌بیت علیهم‌السلام و چهار نفر دیگر از دوستان بعثه مقام معظم رهبری شروع به پیمودن راه کردیم. ازدحام جمعیت بسیار بالابود و به‌کندی پیش می‌رفت و شاید بهترین تعبیر این باشد که از همان ابتدای خیابان تقریباً به‌صورت مورچه‌ای قدم برمی‌داشتیم.

ما مسیر را با این سختی شروع کردیم هنگامی‌که به نیمه‌راه رسیدیم، کم‌کم همه بی‌حال و کلافه شدیم، با اینکه اوایل صبح بود ولی دمای هوا فوق‌العاده بالابود و طبیعتاً آبی که به همراه خود آورده بودیم تمام شد؛ به‌جایی رسیدیم که جمعیت می‌ایستاد و حرکت نمی‌کرد. آن‌قدر حالمان بد شد که یکی از دوستان پیشنهاد داد به سمت چپ برویم. به‌سختی جمعیت را شکافته و با اینکه تمام راه‌های خروجی سمت چپ را بسته بودند ما یک روزنه خروجی پیدا کردیم و خلاص شدیم، وارد خیابان موازی خیابان 204 شدیم. به حدی این خیابان خلوت بود که بدون هیچ مزاحمت و ازدحامی توقف کردیم و حتی یکی از دوستان همان جا نذر امام جواد علیه‌السلام کردند و برای بقیه دوستان آبمیوه خریدند، توان ازدست‌رفته را به دست آوردیم و از این خیابان راحت و به‌سرعت و بدون هیچ‌گونه مزاحمتی به سمت جمرات حرکت کردیم، رفتیم و رمی شیطان کرده و برگشتیم. در واقع این وضعیت قبل از حادثه است، جمعیتی متراکم در خیابانی که انتهایش تنگ بود و به‌صورت مداوم جمعیت به آن تزریق می‌شد و مأموران سعودی هیچ تدبیری برای بستن خیابان از ابتدا و یا باز کردن انتهای مسیر نداشتند. تا اینجا شرایطی بود که ما با اینکه اتفاق اصلی را درک نکردیم از وضعیت آنجا دیدیم.


پلیس سعودی جمعیت را به سمت مخالف خیابان 204 هل می‌داده است

محور بعدی که می‌خواهم در مورد آن صحبت کنم، درواقع برخی نکاتی است که دوستانی که در بطن حادثه بودند، برای ما نقل کردند. یکی از دوستان موضوع بسیار عجیبی را تعریف می‌کرد، ایشان می‌گفت: وقتی انتهای خیابان 204 بودم (جایی که محل اصلی حادثه بوده)، سعودی‌ها ماشینی در خروجی جمرات قرار داده بودند تا حجاج نتوانند به‌راحتی از خیابان به سمت جمرات، خارج شوند؛ یعنی بسته بودن غیرطبیعی راه کاملاً برای افرادی که در آن وضعیت گرفتارشده بودند مشهود بود. این بسیاری از حجاج در اثر تشنگی جان دادند/ سعودی‌ها مقابل اجساد می‌خندیدنددوست ما درباره اقدام پلیس در قبال بی‌حال شدن و روی هم افتادن حجاج می‌گفت: وقتی‌که مردم بی‌حال شدند و آرام‌آرام می‌افتادند، پلیس به صورت دسته‌جمعی جلو می‌آمده و به‌جای اینکه مردم را راهنمایی کند و از این معرکه خلاص کند و مصدومین را از زیر دست‌وپا نجات دهد، فریاد می‌زده است: «وراء»‌،‌ «وراء»‌ یعنی بروید عقب؛ این بدان معنا است که پلیس‌های زیادی آمده‌اند که مردم را به سمت عقب برانند و این خودش ماجرا را تشدید کرده است. از ابتدای خیابان هم جمعیت در حال اضافه شدن است و از این‌طرف پلیس می‌گوید به عقب بروید. پر واضح است که بسیاری از این جمعیت در این حالت پرس شده است، بخشی بر اثر بی‌حالی و گرما روی زمین افتادند و بخشی بر اثر فشار و اقدام نا به‌جای پلیس از بین رفته‌اند. شما یک قیف را تصور کنید، این جمعیت این‌طور کشیده شده پایین و این‌ها همین‌طور روی یکدیگر قرار گرفتند.

این مسئله را هم بگویم که همین الآن سعودی‌ها در تلویزیون‌های‌شان ادعا می‌کنند که یک گروهی از روبرو می‌آمدند و به دلیل حرکت در خلاف جهت این اتفاق پیش‌آمده است که این حرف قطعاً نادرست است. این را هم بدانید که این چند روز سعودی‌ها با فرافکنی به‌شدت علیه جمهوری اسلامی ایران در حال تبلیغات هستند و به‌شدت ایران را در رسانه‌های‌شان متهم و تخریب می‌کنند. البته این رویه همیشگی آن‌ها بوده ولی بعد از حادثه منا به‌شدت اوج گرفته است.


سعودی‌ها از حجاج بی‌رمق فقط فیلمبرداری کردند و هیچ کمکی نکردند

برخی دیگر از دوستانی که در وسط حادثه بودند و همکار ما در بعثه مقام معظم رهبری هستند تعریف می‌کردند که بارها بالگردها از بالای سر حجاج زخمی و بی‌رمق عبور کردند و مردم به یکدیگر امیدواری می‌دادند که بالگردها برای کمک برمی‌گردند اما ساعت‌ها هیچ اقدامی انجام نشده است و از سوی دیگر، دوربین‌های مداربسته مدام در حال ضبط حوادث بودند و حتی بالای چادرهای اطراف خیابان 204، تصویربرداران با اینکه می‌دیدند مردم در حال جان دادن هستند در حال فیلم‌برداری از این حادثه دل‌خراش بودند. این یعنی همه نظاره‌گر بودند و هیچ‌کس نیامده به این وضعیت سامانی بدهد.

هیچ‌کس در آن شرایط برای حجاج بی‌حال اقدامی انجام نداده است و یکی از دردناک‌ترین مسائل مربوط به این اتفاق این است که دو طرف این خیابان چادرهای برخی کشورهاست. قطعاً کشورهایی که چادرهایشان نزدیک محل حادثه بوده است، جز معدودی از آن‌ها دیگران به وظیفه انسانی و اسلامی خود عمل نکرده‌اند. اگر درهای چادرهای خود را باز می‌کردند این جمعیت می‌توانست از راه‌ها فرعی خود را به خیابان‌های موازی برساند؛ اما از ترس اینکه این جمعیت به چادرشان هجوم نیاورد درب مجموعه‌های خود را بسته بودند.


بسیاری از حجاج از تشنگی و عظش جان دادند/ سعودی‌ها از آب هم مضایقه کردند

این حجاج بی‌رمق، وحشت‌زده، گرمازده و تشنه، تقاضای آب می‌کردند ولی سعودی‌ها از آب هم مضایقه کردند؛ این را بدانید که خیلی از حجاج و عزیزان قربانی، از تشنگی جان خود را از دست دادند. حرارت بسیار بالا، آن‌هم زائری که عرض شد از عرفات و مشعر آمده و انرژی زیادی از او گرفته شده است.

گفتنی‌های مربوط به این حادثه و قساوت سعودی‌ها مثنوی هفتاد من کاغذ است و به نظر حقیر هر چه سریع‌تر باید مستند شود تا برای قضاوت آیندگان در تاریخ بماند. من شخصاً از منابع موثق در بعثه شنیدم که یکی از مجروحین که خود پزشک بوده تعریف کرده که پلیس سعودی هنگامی‌که متوجه شده این مجروح ایرانی است، پایش را با پوتین روی خرخره این عزیز گذاشته است تا این بنده خدا از نفس بیفتد و بمیرد.

یک روحانی از کاروان اهل سنت در مجروحین هست که گفته من نیمه‌جان بودم، اما من را گذاشتند داخل این کاورهای نگهداری حمل میت و زیپش را کشیدند، یکی از این‌ها گفت که این زنده است اما دیگری گفته که این شخص ایرانی است رهایش کن تا بمیرد. تا بالاخره خدا کمک کرده و نجات پیدا کرده است.

بسیاری از حجاج در اثر تشنگی جان دادند/ سعودی‌ها مقابل اجساد می‌خندیدندشک نکنید که بخش زیادی از مجروحین به دلیل تشنگی و به دلیل کم‌توانی از دنیا رفتند و اگر به‌موقع به حجاج امدادرسانی می‌شد، خیلی از این افراد زنده می‌ماندند. به نیروهای ایرانی هم به‌هیچ‌وجه اجازه امدادرسانی داده نمی‌شد که بعداً اشاره خواهم کرد.

این حاجیان مظلوم ساعت‌ها در کش‌وقوس و کشتی گرفتن بودند؛ یک کشتی‌گیر وقتی سه دقیقه کشتی می‌گیرد، چه حالی پیدا می‌کند؟ حالا شما فرض کنید مثلاً دو ساعت طرف دارد به‌طور مداوم می‌جنگند، هلش می‌دهند و جمعیت در آن گرما و کم‌رمقی عقب و جلو می‌شود آن‌هم در شرایط نبودن آب. بعد این‌ها روی‌هم افتاده‌اند و اگر کسی در این شرایط بی‌حال بشود و بیفتد کار تمام است. به‌هرحال در تقصیرکاری سعودی‌ها و بی‌کفایتی آن‌ها در اینکه نتوانستند یک خیابان را مدیریت کنند، شکی نیست. حال دلیل اصلی این اقدام ظالمانه از سوی آنان چه بوده من اظهارنظری نمی‌کنم چون شایعات زیادی اینجا مطرح است.

بخش بعدی عرایض من، درباره مشاهداتی است که خودم بعد از حادثه داشته‌ام. وقتی ما بعد از رمی جمرات به چادر خودمان برگشتیم قربانی را انجام دادیم و بعد از حلق یا تقصیر از احرام بیرون آمدیم آرام‌آرام خبرهایی آمد که چند نفر در راه کشته شدند و فضا ملتهب شد، بعد از نماز عصر در بعثه مقام معظم رهبری رفته‌رفته ستادهای امداد تشکیل شد و گروه‌گروه از عزیزان بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت، تجهیز می‌شدند با یک کاور و کلاه به‌عنوان امدادگر اعزام می‌شدند به محل حادثه؛ و ما بعد از حادثه دو مرحله با تعدادی از دوستان بعثه مقام معظم رهبری با لباس امداد به محل حادثه اعزام شدیم.


سعودی‌ها اجازه عکس برداری از جنازه‌ها را نمی‌دادند

این نکته را خوب دقت داشته باشید: ما با گروه‌های متعددی رفتیم داخل خیابان 204، صف پلیس سعودی که دست‌ها را به هم حلقه کرده بودند، به‌هیچ‌وجه نمی‌گذاشتند ما داخل بشویم؛ هرکدام از دوستان سایر گروه‌ها ما را می‌دیدند می‌گفتند برگردید به‌هیچ‌وجه اجازه ورود نمی‌دهند. ما تا جایی رفتیم که فقط چهارتا جنازه کنار خیابان بود، سه جنازه مربوط به حجاج ایرانی بود که دوستان از کارت زائر شهید و چهره،‌ عکس گرفتند و برگشتیم. اگر اجازه داشتیم برویم داخل چه‌بسا عده‌ای هنوز زنده بودند؛ و اگر دوستانی که قبل از ما اعزام شدند اجازه ورود می‌داشتند قطعاً از تعداد شهدا کاسته می‌شد.

مرحله بعدی ما دوباره اعزام شدیم به محل حادثه که اینجا خیلی اتفاقات عجیبی افتاد، سعودی‌ها مجدداً اجازه ندادند که برویم. حالا اینجا ساعت 6 بعدازظهر است و حجم بسیار زیادی جنازه روی زمین. سرعت امدادرسانی بسیار کند و فشل؛ ما با یک ترفندی از داخل خیمه مصری‌ها، خودمان را انداختیم وسط جایی که جنازه‌ها روی زمین بود.

صحنه خیلی غمناکی بود، حجم وسعی از جنازه‌ها روی یکدیگر قرارگرفته بود، یک عده از جنازه‌ها حوله‌های احرامشان را رویشان کشیده بودند. دسته بعدی از جنازه‌ها هنوز درهم بودند و از هم جدا نشده بودند، من نمی‌توانم بگویم چقدر جنازه دیدم. به بدترین شکل ممکن اجساد این مهاجران الی الله روی هم انباشته‌شده بود.


مأموران سعودی بالای سر جنازه‌ها، شوخی می‌کردند و سیگار می‌کشیدند

اولاً به کسی اجازه نمی‌داند که از هیچ صحنه‌ای عکس بگیرد؛ یعنی اگر شما می‌خواستید عکس بگیرید، دوربین و تلفن همراه را بلافاصله می‌گرفتند که همین اتفاق برای برخی از دوستان افتاد و تلفن همراه‌شان را ضبط کردند.

بسیاری از حجاج در اثر تشنگی جان دادند/ سعودی‌ها مقابل اجساد می‌خندیدندنکته دردناک دیگر که من شاهد بودم این بود که اگر اغراق نکنم به ازای هر جنازه روی زمین شاید سه نیروی سعودی آنجا ایستاده بود. می‌خندیدند، با هم راه می‌رفتند، شوخی می‌کردند و سیگار می‌کشیدند و انگار که این بدن‌های روی زمین افتاده انسان نیستند، دریغ از یک‌لحظه کمک، فقط یک سری کارگرهای با لباس‌های قرمز رنگ مشغول کار بودند. البته کار بسیار کند پیش می‌رفت. ما و دوستان در این شرایط در چادرهای اطراف محل حادثه دنبال مجروحین بودیم؛ یعنی احتمال می‌دادیم که افرادی زنده باشند و درون این چادرها رفته باشند. چون بدن‌هایی که روی زمین بودند همه به شهادت رسیده بودند و دیگرکسی زنده نبود. تخلیه جنازه‌ها با کندی صورت می‌گرفت و تریلرهای انباشته از جنازه صحنه را ترک می‌کردند.

یک نکته وجود دارد که باید عزیزان به آن توجه کنند و آن این است که سعودی‌ها در این سرزمین مقدس که محل نزول وحی و قدمگاه انبیاء و رسول خدا و معصومین علیهم‌السلام است، قدرت مدیریت نظافت شهری را هم ندارند؛ یعنی مشاعر مقدسه عرفات، مشعر و منا، به یک زباله‌دان بزرگ تبدیل می‌َشود. شما اگر این روزها به شهر مکه بیایید، کنار خیابان‌ها پر از زباله است که منشأ بسیاری از بیماری‌هاست. از دولتی که خودش را خادم حرمین شریفین می‌داند اما مدیریت زباله‌های شهری را نمی‌تواند انجام بدهد، شما انتظار دارید جنازه‌ها و اجساد مطهر شهدا را زود جمع‌آوری کنند یا به حال محرومان رسیدگی‌ کنند؟

من عذرخواهی می‌کنم از طرح این نکته که این بدن‌های مطهر با زباله‌ها با هم بودند. این اجساد مطهر در کنار حجم انبوهی از زباله‌های متعفن روی زمین افتاده بودند.

این شهدای مظلوم همه برای خود ستارگانی بودند؛ اما در بین این‌ها تک‌ستارگانی فروزان داشتیم که در این نظام اسلامی بالنده شده بودند و به ثمر نشسته بودند. افراد صدیق و خدومی که ثلمه از دست دادن آنان به این راحتی‌ها پر نخواهد شد؛ و خدمات آنان به اسلام و انقلاب هیچ‌گاه از ذاکره ملت رشید ما پاک نمی‌شود. ملت ایران بعدها این عزیزان را بیشتر خواهد شناخت.

من در انتها فقط به چند نکته اشاره می‌کنم؛

یکی درباره بازار شایعاتی است که در داخل کشور شکل‌گرفته و متأسفانه یکی از دردهایی که من خودم تجربه کردم مربوط به همین شایعات بود، هنگامی‌که وسط جنازه‌ها بودیم من واقعاً حالم بد شده بود، آن‌قدر حادثه فجیع بود که دست‌وپایم سست شد و حیرت کردم. گوشه‌ای نشستم. بعد از مدتی که به حال آمدم گوشی همراهم را نگاه کردم و در کمال ناباوری خبر فوت خودم را دریافت کردم. حجم انبوهی از پیام‌ها و ابراز نگرانی‌ها را مشاهده کردم. عده‌ای با بی‌تقوایی خبر فوت حقیر را در فضای مجازی منتشر کرده بودند و این عمل جز بی‌تقوایی چیز دیگری نیست. مدتی است مد شده به این قبیل کارها بداخلاقی می‌گویند درحالی‌که جز بی‌تقوایی چیز دیگری نیست. من واقعاً همان‌جا تأسف خوردم که چرا عده‌ای نادانسته و یا از روی غرض این‌گونه کارها را مرتکب می‌شوند. لذا خواهش می‌کنم در این مسئله این‌قدر به حاشیه‌ها و شایعات دامن زده نشود. به حال عزیزانی فکر کنیم که پاره تنشان هنوز مفقود است و ممکن است با خبرهای غلط ما آزار ببیند.

نکته پایانی این‌که مواظب باشیم گروهی یا جریانی به دنبال تضعیف فریضه حج هستند و هر اتفاقی می‌افتد، این‌ها فقط در راه تضعیف و تعطیل واجبات و فرایض الهی قدم برمی‌دارند که مردم متدین و فهمیده و انقلابی ایران باید با آن‌ها مقابله کنند و در این زمینه هوشیار باشند.


منبع: کلیک کنید


برچسب ها: روایت «میثم مطیعی» از فاجعه منا؛، فاجعه منا،
در همین زمینه: مهاجرا الی الله...، پیام رهبر انقلاب در پی فاجعه مصیبت‌بار منا،

تاریخ : 1394/07/8 | 08:24 | نویسنده : عمار | دیدگاه
تاریخ : 1394/07/6 | 14:57 | نویسنده : عمار | دیدگاه
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

«وَمَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللّهِ یَجِدْ فِی الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِیرًا وَسَعَةً
وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ
 ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ
فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ

وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا»
نساء / 4


و هر كه در راه خدا هجرت كند در زمین اقامتگاه‏هاى فراوان و گشایشها خواهد یافت و هر كس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پیامبر او از خانه ‏اش به درآید سپس مرگش دررسد، پاداش او قطعا بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است.


***

پاییز امسال خبری از رنگ های زرد و سرخ و نارنجی نیست...

تمام امت اسلام سیاه پوش اند و در سوگ فاجعه منا اندوهگین.

اندوه، بزرگ است

و جگرها هم چنان سوزان؛


باشد که گذر زمان آتش شعله ور در دلهای مسلمین را فرو بنشاند

و از اندوهشان بکاهد.

چه کسی فکر می کرد که لباس احرام این مسافران سرزمین وحی

کفنشان باشد؟


وقتی به یادمان می آید که دیدن کعبه

مساوی است با چون نوزادی از مادر زاده شدن؛

پاک پاک

بی آلایش؛

باید به حال این شهیدان و مهاجران الی الله

غبطه بخوریم.

«طوبی لهم و حسن مئاب...»






طبقه بندی: یادداشت ها،
برچسب ها: فاجعه تلخ منا، فاجعه منا، لعنت الله علی آل سعود،
در همین زمینه: پیام رهبر انقلاب در پی فاجعه مصیبت‌بار منا،

تاریخ : 1394/07/5 | 11:51 | نویسنده : عمار | دیدگاه
تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • قالب وبلاگ